پخش زنده
امروز: -
رئیس دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد اسلامی با بیان اینکه راهبرد پیروزی در جنگ شناختی، تبیین آن است، بر ضرورت اقدام عملی برای تبیین این جنگ تاکید کرد و گفت: از مدارس و دانشگاهها تا حوزههای علمیه، نهادهای فرهنگی و رسانه ها، همه کنشگران باید در این عرصه وارد میدان شوند.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، اکبر نصرالهی رئیس دانشکده علوم اجتماعی ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد و محمد حسین ساعی رئیس دانشگاه سوره و عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری «ابعاد جنگ شناختی علیه مردم ایران» را بررسی و تشریح کردند و به پرسش ها در این باره پاسخ دادند.
متن کامل این برنامه به شرح زیر است:
مجری: اعیاد زیبای شعبانیه بر شما مبارک باشد، در گفتگوی ویژه خبری امشب راجع به ابعاد مختلف جنگ شناختی که دشمن علیه مردم و کشورمان همیشه در دستور کار دارد و در وقایع اخیر به عنوان فتنه صهیونیستی منجر شد به شهادت جمع کثیری از هموطنان خوب مان که خاصه هجدهم دی ماه ۱۴۰۴ بسترهایی که منتهی شد به این تاریخ و راهکارها و هشدارها و هوشیاریهایی که باید در این زمینه لحاظ شود.
آقای نصرالهی جنگ شهری که در کشور اتفاق افتاد و آسیبهایی فراوانی به بخشهای مختلف زد و منجر شد به جان باختن بخشی از هموطنان و تعدادی از شهدای حافظ امنیت، به لحاظ موضوعات تاریخی و جنگ شناختی و به لحاظ موضوع اجتماعی اگر بخواهیم نگاه گذرایی داشته باشیم و کلیات را اشاره کنیم کدام موارد را متذکر میشوید؟
نصرالهی: در مورد جنگ شناختی جنگ شناختی موضوع جدیدی نیست، استمرار و تکامل یافته جنگهای قبلی است. ترکیبی است، مستمرست و همه جانبه و از همه زمینههای ظرفیت رسانهای و غیر رسانهای استفاده میشود. بسیار جامع و ترکیبی و چند بعدی است. همیشه هم وجود داشته اما شکل و نوع ابزار و ورود و گستردگی آن متفاوت شده است.
نمیشود به جنگ شناختی باور داشت یا حرفش را زد در شعار و در عمل خبری از آن نباشد. اشکالی که در این حوزه وجود دارد در یک جملهای است که تاکنون بیشتر مسئولان و رسانههای ما و کنشگران مختلف در خصوص جنگ شناختی حرف و شعار دادند. بر ضرورت شناخت و شناساندن آن گفتند، اما اقدامات همه جانبه و جامع و مستمری انجام نشده است.
سوال: مصداق بگویید، کجاها چه اتفاقی باید میافتاد که نیفتاد و کجا باید اتفاقی بیفتد که دشمن در کمین است و دندان تیز کرده برای این نظام و این کشور که پیشگیری کنیم؟
نصرالهی: جنگ شناختی مربوط به بخش خاصی نیست که شروع کرده باشد و یا ادامه نمیدهد که فرض که صدا و سیما مسئول جنگ شناختی باشد. در مورد جنگ شناختی باید همه کنشگران فعال باشند. مثلا مدارس و آموزش و پرورش و دانشگاهها و حوزههای علمیه، سازمان تبلیغات، بخشهای متعدد فرهنگی، وزارت ارشاد و خبرگزاریها و روابط عمومیهای مختلف به لحاظ ساختار و تشکیلات کم نداریم.
به لحاظ بودجه و امکانات اگر در مقایسه با جاهای دیگر کمترست ولی کم نیست. ولی چرا اتفاق جدی نمیافتد و جوانان ما با ابهامات جدی مواجه هستند و اشکال و شبهه دارند و رسانههای ما بازدارنده نیستند؟ این که در مورد جنگ شناختی آن جوری که باید و شاید که در حد و اندازه جنگ شناختی است، همه کنشگران وارد میدان نشدند و جدی نگرفتند ولی زیاد حرفش را میزنند. راهبرد پیروزی در جنگ شناختی تبیین است. تبیین منظور این نیست که در یک بعد یا بخشی تبیین شود بلکه دو تا رویکرد و گام مهمی باید در بخش تبیین صورت بگیرد.
سوال: در مورد جهاد تبیین صحبت کنیم در مورد جنگ شناختی و ابزارهای رسانهای حرف زدیم ولی کم عمل کردیم؟
نصرالهی: بیشتر حرف زدند تا عمل کنند. همه در شعار و در اعلام آمادگی گفتند. اگر در مورد جنگ شناختی همه همت کنند، شاهد این شواهد تلخ نبودیم.
سوال: آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات و صدا و سیما که درگیر شوند تا در بعد اقدامات رسانهای و اقدامات تبلیغاتی بتوانند آن موضوعات تبیینی و جنگ روایتها و آن چیزی که در صحنه عمل اجرایی کنند، به نحو شایستهای چقدر عمل شده و چقدر خلاء داریم و حلقه مفقوده کجاست؟
ساعی: از این نکته شروع کنیم جنگ شناختی که میگوییم مثلا عبارت شیک و لوکسی است. به قول امروزیها، تاثیرات عملی در زندگی روزمره ندارد. فرض کنید بزرگواری در حوزه قانون گذاری یا سیاست گذاری یا اجرایی برجسته و سطح عالی کشور می خواهد راجع به جنگ شناختی تصمیم بگیرد یا فلان مسئله که در حوزه دیگرست. کمتر مسئول و سیاست گذاری را میشناسیم که به صورت واقعی در ذهن و عملکردش جنگ شناختی مهمترست. هنوز در ساحت سیاست گذاری، در ساحت اقدامات کلان و طراحیهای ساختاری کلان در جامعه ما به نظر این درک نیست. حتی در نخبگان ما نیست.
سوال: یعنی مقطعی سراغش میرویم، اگر بحرانی حاصل شود؟
ساعی: هر وقت رفتیم سراغش در لفظ بوده، در اتفاقاتی که افتاده است. گزارشهای خارجی را نگاه میکردم، یک گزارش شخصی پاتریک کلاوسون که پژوهشگر برتر در موسسه واشنگتن که از اندیشکدههای دولت آمریکا مشاوره میدهد. تحلیل دقیقی از اتفاقاتی که در دی ماه در ایران افتاده بود، آماده کرده بود. از دید خودش نقاط قوت و ضعفی را بیان کرده بود.
مطمئنم این گزارش تا یکی و دو ماه آینده در دستور کار آمریکا و ناتو و کشورهای این شکلی قرار گرفته و عملیاتی می شود. این چیزی است که در جامعه خود مان نمیبینیم. وقتی مقایسه میکنیم با سیاست گذاران کلان کشورمان، حداقل فردی را نمیبینیم که حوزه جنگ شناختی به عنوان جنگ جدی که کشور باید بیاید در آن سرمایه گذاری کند. باید ساختارهای حاکمیتی، حکمرانی، ساختارهای بخشهای وزارت خانهای ما و چیزهای شبیه این تغییر کند، تا مقابله ملی مقابل جنگ شناختی ایجاد کنیم.
شاید اگر بگوییم شیوه مقابله با جنگ شناختی فقط تبیین است، این همه بخش را پوشش ندهد. شاید مشابه نبرد استراتژیک و راهبردی که کشورها در حوزههای سخت دارند، ابعاد مختلف دارد. چطور آن جا نیروی زمینی، نیروی هوایی، هوا فضا و فلان، اصلا ساختار این شکلی در حوزه جنگ شناختی داشته باشیم که جهاد تبیین یک نیرویی از این هاست.
سوال: نکته مشترک این بود که ما هنوز آن حساسیت و اولویت را دستور کار قرار ندادیم؟
ساعی: به این به معنی این نیست که حکمرانها، حتی لایه روشنفکری جامعه، حتی عموم مردم، لایه روشن فکری که زیرساخت تصمیم سازی کلان کشور هستند آنها هم اهمیت این موضوع را درک نکرده اند.
سوال: اتفاقات هفدهم و هجدهم دی ماه موشکافانهتر نگاه کنیم. دقیقتر از هفده یا هجده دی ماه شروع نمیشود، برای دشمن به محض پایان جنگ ۱۲ روزه استارت میخورد و موضوعات مختلف شروع میشود و میچیند تا میرسد به هفده و هجده دی ماه؟
نصرالهی: اگر چه این اعتراضات و اغتشاشات دی ماه، ادامه و استمرار همان حمله اسرائیل و آمریکا و جنگ ۱۲ روزه خردادماه است و ۲۳ خردادماه، اصلا جدا نیست و وصل به آن است، منتهی شکل و شمایل و نحوه مواجه و اقدام متفاوت است. برگردیم به قبل تر، اصلا اول انقلاب، در طول انقلاب، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکاییها و صهیونیست یک سری اهداف و راهبردها داشتند. اغتشاشات دی ماه در داخل آن قرار میگیرد، این را، روندی ببینیم نه رویدادی. اگر روندی ببینیم تحلیل درست تری میتوانیم داشته باشیم.
در مورد اهداف آمریکا و اسرائیل در ایران، به نظر به تعبیر خودشان تغییر رژیم یا فروپاشی و نابودی جمهوری اسلامی، سلطه بر ایران و جلوگیری از پیشرفت و توسعه ایران و بازدارندگی و مهار ایران، جزء اهداف کلان، مهم و همیشگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در ایران بوده. هدف شان این است که در ایران رژیم را تغییر دهند اگر نتوانستند مهارش کنند، که بارها گفتند و بازدارندگی ایجاد کنند. جمهوری اسلامی را در جای خودش متوقف کنند.
نگذارند پیشرفت کند. برای رسیدن به این اهداف راهبردهای متعددی داشتند. تحریم، ترور، نفوذ، ترس، راهبرد جنگ ترکیبی، حملات نظامی. جنگ تحمیلی اول، دفاع مقدس هشت ساله و جنگ تحمیلی که دوم خرداد ماه بوده و این راهبردها و اهداف در دل اهداف قرار دارد. هک پمپ بنزین جزو راهبردهای شان بوده، اغتشاشات یکی دیگر از راهبردهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای رسیدن به اهدافی که گفتم. تغییر جمهوری اسلامی، مهار جمهوری اسلامی، بازدارندگی جمهوری اسلامی و جلوگیری از پیشرفت جمهوری اسلامی که اغتشاشات دی ماه بخشی از راهبردهایی است که آمریکا داشته و اعتراضات و بحران ۷۸-۸۸-۹۸-۴۰۱ و ۴۰۴ داشتیم. همه این بحرانها، در دل آن راهبرد اغتشاشات و ایجاد ناامنی و مشغول سازی جمهوری اسلامی در درون برای رسیدن به پیشرفت و توسعه و تغییر جمهوری اسلامی میگنجد و باید در آن چارچوب تعریف شود.
سوال: شکل این بار خشونتها یک شکل متفاوتی بود. سر بریدنهایی اتفاق افتاد. گروهکهای سازمان یافته تروریستی که فعال شدند، شکلهای به شهادت رساندن هموطنان مان، ما را برد به سالهایی که منافقین ترورهای کور کردند و به تبع آن ۱۷ هزار شهید ترور بود. در این میانه یک گسست و شکاف میدیدیم که دشمن همواره از آن استفاده میکند بر این سوار شود بر موجهایی که در داخل تحولات داخلی کشورست و میتواند آن را به سمت موضوعات خودش ببرد؟
ساعی: به نظرم ایران به قدری اهمیت دارد در نظام بین الملل که وقتی راجع به آن صحبت میکنیم و مثلا هدف آمریکاییها و ناتو را نسبت به ایران، فقط به این محدود نیست که ایران را محدود کنند. ایران تاثیرات بین المللی زیادی دارد. فرآیند مهار ایران یک جنبه نرمتر دارد و یک جنبه سخت تر. جنبه سخت ترش مهار این بیداری و مقاومت اسلامی است که این چند دهه در جهان اسلام شکل گرفته و تبعات آن خارج از جهان اسلام هم بوده و این خیلی برای جبهه غرب و ناتو مهم است، چون اگر بتواند ایران را مهار کند تصورات دستگاههای امنیتی کشورهای غربی این است که بسیاری از خرده مقاومتهایی که در سراسر جهان و به خصوص جهان اسلام و در منطقه غرب آسیا وجود دارد، تمام اینها به پایان میرسد.
سوال: یعنی آن تاثیرگذاری را متوقف کرده است از نگاه شما؟
ساعی: این نکته دوم جایگاه ژئوپلیتیک ایران است. ایران جزو چند کشوری است که بسیار راهبردی به لحاظ جغرافیایی جهان نشسته و به نوعی ایران حیات پشتی روسیه و چین است. یعنی اگر ایران دچار تغییر سیاسی شود، در اتصالش به قفقاز و آسیای میانه، روسیه، چین و هند را میتوانند کنترل کنند، هرکدام با یک تدبیری. یعنی اگر ایران در بلوک غرب برخی از این سه تا قدرت نوظهور جهان برای شان است، خیلی جدی دارند روی ایران کار میکنند. این موج جدید، از دید من به ریشههای اولیه اش به تابستان و پاییز ۱۳۹۶ برمی گردد. از پاییز ۱۳۹۶ به نظرم دوره جدیدی از تقابل امنیتی، رسانهای و بحث جنگ ترکیبی که ناتو به رهبری آمریکا با ما آغاز کرد شدیم.
نحوه چینش رسانههای اینها و ورود اینها داخل شبکههای ایرانی که جزو اولین آزمایشی که اینها داشتند، جزو اتفاقاتی بود که دی ۱۳۹۶ افتاد و در اسناد زیادی نوشته شده است و این زنجیرههایی از اتفاقات که ایجاد شد و اتفاقی که از ۱۳۹۶ به این سمت افتاد این بود که از یک جنبه به لحاظ اقتصادی کشورمان را تحت فشار بسیار شدیدی قرار دادند. بنده میتوانم ادعا کنم شاید در تاریخ بشر هیچ کشوری مثل ایران تحریم نشده. حالا بعضا تعداد تحریمهای روسیه از ایران الان در این مقطع بیشتر است ولی جنس تحریمهایی که ایران شده به نظر میآید تحریمهای مؤثرتری است. یعنی آنها تصورشان این بود که اقتصاد ایران مثلا در اواخر ۱۳۹۷ یا اوایل ۱۳۹۸ کلا فلج میشود.
مثلا حرفهایی که اینها زدند: بگویید که مردم قحطی میآید، مردم گرسنه در شهرها حرکت میکنند. تصاویری که از وضعیت ایران بعد از این تحریمها بیان میکردند که مردم از شدت گرسنگی و قحطی اینکه غذا ندارند در خیابانها به حرکت در بیایند. یعنی این طراحی آن جنبه اش بود حوزه سیاست بین الملل. نهایتا آن حوزه اتفاقاتی که حوزه برجام افتاده بود همه منتفی شد. در این دوره جدید این هم تصمیمی نبود که ترامپ گرفت. امیدوارم نخبگان جامعه متوجه شوند. حتی هیلاری کلینتون هم سال ۲۰۱۶ جای ترامپ به ریاست جمهوری میرسید از حول و حوش ۲۰۱۷، ۲۰۱۸ قطعا برجام را آمریکاییها پاره میکردند و اروپاییها با همین شیوه با ما ادامه میدادند. یعنی آمریکا میشد پلیس بد، اروپا میشد ...، نمیخواهیم وارد آن بشویم. در حوزه سیاست خارجی و در حوزه رسانه و شبکههای اجتماعی اینها وارد شدند و جنگ را با ما شروع کردند.
کتابی هست تحت عنوان اینکه چگونه شبکههای اجتماعی را به سلاح تبدیل کنیم؟ اتفاقا به فارسی هم ترجمه شده و مباحث جدی دارد. ما الان در این عصر جدید رسانههای اجتماعی دیگر رسانه به معنای آن شکلی که قرن بیستم میشناختیم نیست. اینها سلاحهای اجتماعیاند. یعنی ادعاهایی که وجود دارد این است که ما به واسطه اینها میتوانیم کاری کنیم خشم در جامعهای بالا برود و به واسطه همین خشم و عصبانیت حتی آن ظرفیتهایی که یک جامعه دارد و میتواند به واسطه آن مشکلاتش را حل کند جلوی حل آن مسائل را بگیریم.
اختلافات را زیاد کنیم بتوانیم شوکهای اجتماعی وارد کنیم. گیجی و منگی داخل یک جامعه ایجاد کنیم. حتی مدلهایی از این ادعا وجود دارد که میتوانیم دو جامعه را به جنگ با هم بکشانیم. اینها شروع کردند به استفاده کردن از این سلاحها و به نظرم آن فضایی که از پاییز و تابستان و پاییز ۹۶ شروع شد در ۱۴۰۴ رسید به این نقطه. در عین حالی که این عملا جنگ شهری بود. امروز اطلاعیه بیانیه اطلاعات سپاه را میدیدم. بحث این بود که ۱۰ سرویس امنیتی قطعا در جنگ شهری ۱۸ و ۱۹ دی ماه مشارکت داشتند. یعنی اگر آن را حذف میکردیم شاید این اتفاق هم مثلا یک چیزی مشابه ۱۴۰۱ یا ۱۳۹۶ یک چیزی شبیه این میشد. چون ۱۳۹۸ هم مختصات خاص خودش را داشت. شاید حتی نشود از لفظ اغتشاشات استفاده کرد. واقعا جنگ شهری اتفاق افتاد.
یک فضای رسانهای قالب شد. یک تیمهای عملیات کننده ورود و عملیات کردند. تحلیل جالبی از یکی از این عزیزان میدیدم که گفت: چرا ترامپ گفت ۸۰۰ نفر را اینها میخواهند اعدام کنند؟ تعداد بازداشتیهای ما هم که این نیست. این عدد ۸۰۰، ۸۳۷ نفری که در صحبتهای مقامات غربی چند بار تکرار شد که اینها را ایرانیها میخواهند اعدام کنند و چرا اعدام؟ تخمین دوستان امنیتی این است که این ۸۰۰ نفر همان ۸۰۰ نفری هستند که به صورت سازمان یافته در اتصال به سرویسهای امنیتی این ۱۰ تا کشور متخاصم وارد شدند و عملیات کردند.
سؤال: چند تا گماشته دارند؟ چند تا مزدور فعال کردند؟
ساعی: یعنی بازداشتیها که بیش از این حرفها هستند.
سؤال: رسانههای فارسی زبانی که وقتی پایشان مینشینی فکر میکنی عملا همه چیز از دست رفته و فضای دیگری را در این جنگ شناختی و در این جنگ شهری ترسیم کردند. چه آرایش نظامی باید داشته باشیم در حالی که همچنان تهدیدها وجود دارد و همیشه آنها برای سناریوی جدید خودشان را آماده میکنند؟
نصرالهی: یکی ویژگیهای این اعتراضات، اغتشاشات است. به نظرم روی آن متمرکز شویم. یکی هم تبیین. یکی از راهکارهایی هست که جزو سؤالات شما هم میتواند باشد اجازه دهید یک مقدار بحث را مصداقیتر خدمتتان بگویم. اولا که اعتراض حق مردم است و هیچ کسی مخالف اعتراض نیست و باید به رسمیت شناخته شود. نیاز جامعه است. اگر انکار شود راه حلی هم برای آن پیدا نمیشود و باعث سوءاستفادههای زیادی میشود. پس این یک نکته بسیار مهم. این را اجماع داریم که اعتراض حق مردم است و مردم باید در زمینه موضوعات مختلف اعتراض کنند. اشکالی هم ندارد، اما اعتراض با اغتشاش متفاوت است. حالا ویژگیهای این اعتراض که طبیعی بوده در یک بستر طبیعی. یک دلایل به حقی هم داشتند و آقا هم در صحبت هایش اشاره کردند که به اغتشاش منجر شده و دیگران از آن سوء استفاده کردند. جهت به آن دادند و وارد میدان شدند.
تمرکز مطالعاتی من بحران و شبکههای اجتماعی است. در هیچ دورهای از دورههای گذشته و در بحرانهایی که اسم بردم این قدر از پلتفرمهای مختلف به شکل همزمان از ظرفیتهای مختلف رسانهای استفاده نشده بود. در بحران های ۸۸، ۸۷، ۹۶، ۹۸، ۴۰۱ حتما از ظرفیتهای رسانهای. مثلا یک موقعی در توییتر یا فیسبوک یا اینستاگرام ولی این بار از همه ظرفیتهای رسانهای در بالاترین و حداکثرترین شکل ممکن استفاده شده. ویژگی دومی که وجود دارد، غلبه راهبرد "امید کاذب". اینها به گونهای در شبکههای اجتماعی و در رسانهها القاء کردند که کار تمام است که سلبریتیها و افرادی که بر اساس این تحلیل غلط که خیلی دقیق و استادانه و حرفهای وایرال شده، ترند شده، همه به خاطر اینکه عقب نمانند.
به ویژه سلبریتیهایی که ظرفیت خوبی هستند. حتما نظام باید در مورد سلبریتیها تجدید نظر و از آنها استفاده کند. آن تبیینی که گفتیم حتما باید در مورد آنها اتفاق بیفتد، اما آنها به خاطر اینکه عقب نمانند، همه شان تقریبا آمدند یک چیزی گذاشتند که باورشان شده که تمام است کار و بر این اساس کنشگری داشتند. یعنی اینکه امید کاذب ما فکت و مصداقی که داریم چیست؟ چند تا مصداق را بگویم. ترامپ گفته خامنهای میخواهد از ایران برود.
این بحث مربوط به اینکه حتی نشان دادند برخی از هواپیماهایی گفتند هواپیمای روسی در مهرآباد این عکسش هست. فلانی در آنجا رؤیت شده. یا نماینده پارلمان انگلیس گفت: چند مقام ارشد برای فرار با سرویسهای غربی تماس گرفتند. از این خبرهای جعلی و نادرست یک تعداد آدمهای ساده لوح که تخصص شان مثلا در خوب شوت زدن است در خوب آواز خواند هستش یا در حوزههای دیگری هستش که مربوط به بلوگری و سلبریتیها هستش، باورشان شده. تقریبا همه آمدند میدان. این امید کاذب ایجاد شده که کار تمام است و مانده فقط مسئولان اسامی شان و یا تابلوها عوض شود. این هم یکی دیگر از ویژگیها بوده. تمرکز بر روایت به جای واقعیت. سرعت تولید روایت از خود واقعیت و رویداد بیشتر بوده. جنگ روایتها. روایت از واقعیت و رویداد نبوده بلکه ساختگی و جعلی بوده. یا تغییر کانون اثرگذاری از خبر به الگوی انتشار، چیزی که ترند و وایرال میشد از خود خبر و محتوای آن مهمتر بوده. همه اینها مصداقهایی است.
در این چنین شرایطی، در آن بحث جنگ شناختی، مدیریت انتشار بسیار مهمتر از موارد دیگر هستش. یا تبدیل نارضایتی به چارچوب. معنایی فروپاشی که اشاره هم کردم اینها به گونهای القاء کردند که نارضایتی و اعتراضات دیگر فایدهای ندارد و باید جایش را به اغتشاش و سرنگونی و عصبانیت و اینها بدهد.
بنابراین نارضایتی و اعتراضات را به جای طرح از مسیر قانونی و امید به حل آن، لاینحل جلوه دادند. به عنوان یک بحران ساختاری جلوه دادند به جای اینکه بگویند مطالبات قابل حل است. اینکه اصلا غیر قابل حل است یا هدایت و مدیریت آشکار خارجی. این هم یکی دیگر از ویژگیهای اغتشاشات بوده. حدود ۱۰ بار ترامپ به ایران هشدار داده و صراحتا وعده و امید داده به اغتشاشگران. یا وزیر علوم اسرائیل صراحتا گفته ما حمایت میکنیم و پشت ماجرا هستیم.
یا سناتورها و سرمایه گذاران آمریکایی مثل جاش وُولف صراحتا یا آن تد کروز سناتور آمریکایی صراحتا وعدههایی دادند که اینکه مثلا فروپاشی، قریب الوقوع هستش و اینکه آماده سرمایه گذاری در ایران هستیم، اینها را اگر امید کاذب اسمش را نگذاریم اسمش را چی بگذاریم؟ اینکه ما میگوییم جنگ شناختی مهم است و نباید فقط در ادبیات و شعار و اعلام آمادگی دانشگاه ها، آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات، وزارت ارشاد و رسانهها خلاصه شود.
باید به مردم بفهمانند آگاه کنند. دو رویکرد در جنگ شناختی مهم است. یکی رویکرد آفندی هستش و دیگری رویکرد پدافندی است. در بحث آفندی به نظرم کاری که باید اتفاق بیفتد همین تبیین و روایت است. روایت پیشگیرانه، جامع، جذاب، متوازن، برتر، به موقع، مستند، اغنایی. این را باید در بحث جنگ شناختی در رویکردی ایجابی و آفندی انجام دهیم. یا بحث مربوط به چه اتفاقی افتاده؟ انحراف اتفاق افتاده، انحراف که اتفاق افتاده اعتراضات را به اغتشاشات هدایت کردند.
سؤال: در زمان بندی در اغتشاشات به محض اینکه روایت و تبیین میشود، صف معترضین از صف مسلحها و افراد اغتشاشگر و آشوبگر و مسلح جدا میشود و این طوری میشود که ماجرا میرسد به ۲۲ دی؟
ساعی: به نظرم میشود این را یک صحنه دقیق تری دید. داخل جامعه حداقل سه دسته افراد داریم. به نظرم تأثیراتش را فقط نسبت به داخل ایران نباید دید، نسبت به فضای بین الملل هم میشود گفت و آنجا هم سه دسته داریم. یعنی با شش حوزه مواجهیم که باید روی حوزه به دقت کار کنیم. نهایتا در حوزه فضای داخلی یک گروههایی هستند که در مجموع درک میکنند و اهمیت حضور یک نظامی مانند جمهوری اسلامی را برای ایران و تاریخ ایران و اینها میدانند کاملا متوجه هستند که رفتن جمهوری اسلامی که ریشه در اعماق تاریخ ایران دارد و تقریبا همه میراث ایران چه در دوره پیش از اسلام، چه بعد از اسلام، الان همه در جمهوری اسلامی جمع است و اپوزیسیون آن همه آدمهایی خود فروختهاند.
یعنی الان شاید یکی از نعمتهای خدا برای ما باشد که جبههها را از هم روشن میکند همه اپوزیسیون پر سر و صدای ایران همه رسما حقوق بگیر دستگاههای جاسوسی دشمناند. این خیلی واضح است. یک دسته مردم اینها هستند که کاملا متوجه این هستند برای اینها ما یک نوع تبیین باید داشته باشیم، برای آدمهایی که تا حدی موضع افراد رده یک را قبول دارند ولی ممکن است سؤالات جدی هم در بخشهای مختلف این حوزه داشته باشند، آن هم یک جنبه تبیینی دارد و افراد دسته سوم که نهایتا به هر تقدیری قربانیان جنگ شناختی هستند. یعنی مخاطب همین در حقیقت پیامهای ترامپ و دستگاههای خارجی آنها هستند و اصلا برای او یا مهم نیست یا نمیتواند تشخیص دهد که این دشمن کیست؟ و متأثر میشود برای آن یک جنس، در صحنه بین الملل هم یک تقسیم بندی این شکلی. شاید اشکال ما داخل این فضای اخیر این بود که به نظرم در حوزه بین الملل مقداری کم کاری کردیم. البته کارهایی هم صورت گرفت ولی خیلی بیش از این باید سرمایه گذاری ما در حوزه دادن بین المللی این ماجرا کار میکردیم.
پیشنهاد جدیام این است. در این وقایع باید بلوکهای رسانهای بین المللی داشته باشیم. یعنی مثلا فرض بکنید افکار عمومی نهایتا دوستانی که در حوزه جبهه مقاومت و جهان اسلام با ما هستند خیلی مهم است برای آنها باید فضای جدی داشته باشیم. فضای افکار عمومی در روسیه، چین و آمریکای لاتین برای ما بسیار مهم است که برای آنها باید برنامه ویژه داشته باشیم. فضای افکار محیط در اروپا و اینها هم هست که هر کدام اینها طراحیهایی دارد. بنابراین به نظرم باید نقشه را بچینیم روی هر کدام از بخشها، عملیات خاص خودش را انجام دهیم.
سؤال: آقای نصرالهی تبیینها باید چه شکل باشد؟ کدام بخش آسیب داشت و باید اصلاح شود؟
نصرالهی: یکی اینکه جنگ شناختی چند لایه است. ترکیبی همیشه وجود داشته. واقعیت این است که پیشرفتهتر از جنگهای دیگر هستش. طبیعیه آنچه که غیر طبیعیه این است که ما جنگ شناختی را میبینیم، ابرمشکل را میدانیم، شعار میدهیم ولی عمل جدی نمیکنیم. نکته دوم این است لشکر رسانه ای غرب و خود غرب و رژیم صهیونیستی چهار، پنج هدف از ابتدای انقلاب داشتند که از هدف نابودی جمهوری اسلامی، تغییر رژیم و مهار جمهوری اسلامی، بازدارندگی برای رسیدن به این اهدافشان تحریمهای گسترده، نفوذ، ترور، جنگهای حملات مستقیم، جنگ تحمیلی اول، دوم و این اعتراضات و اغتشاشات ادامه و استمرار آن جنگ خردادماه بوده آن موقع فکر میکردند با حمله نظامی کار تمام میشود یا بعد مردم میآیند در خیابانها نیامدند و بعد مجدد بعد از فرصتی مجدد آمدند با این اعتراضات و اغتشاشات میخواستند به هدف برسند.
ساعی: جنگ ۱۲ روز همین عناصری که الان فعال شدند قرار بود آن موقع فعال شوند. ما از اینها گلایه داریم که چرا در جنگ دوازده روزه عمل نکردند؟
نصرالهی: منظور من این است آن موقع توقعشان این بود و فکر میکردند با حمله نظامی. مردم اعتراض دارند، مشکلات معیشتی دارند ناشی از تحریمهای ظالمانه آمریکا، همراه میشوند ولی دیدند برعکس شده. آن دفعه آمدند به بهانه اعتراضات در بستر طبیعی ارز و سکه و طلا و اینها شروع کردند دیگر ماجرا کاملا مشخص است. میخواهم بگویم آن استمرار آن ماجرا هستش. پس اغتشاشات یکی از راهبردهای غرب برای مقابله با جمهوری اسلامی و مهارش است. برای پیروزی در جنگ شناختی دو رویکرد مهم ایجابی و آفندی و پدافندی و واکنشی باید اجرا شود.
ایجابی و آفندی را عرض کردم که باید تبیین و روایتگری داشته باشیم. جنگ جنگ روایت هاست ولی متأسفانه در بحث روایت مشکل داریم. در همه بحرانهای مهم دنیا امنیت مقدم بر هر چیز است. اینترنت قطع میشود مشکلی نیست. چیز عجیبی نیست اخیرا ترکیه هم همین کار را کرده، اما در جنگ شناختی نمیتوانیم کنشگران مهم و کلیدی را محروم کنیم. الان برای مخاطبان خارجی چه تبیینی داشتیم؟ چه روایتگری داشتیم؟ روایتمان همه بیست روز قطع شده عملا. این اصلا قابل قبول نیست.
ساعی: شما باید سرویسهای خارجی خبرگزاریها را فعال نگه میداشتید.
نصرالهی: نگه داشتیم بعد کنشگرانی که به زبانهای مختلف مسلط هستند، امکانات به آن میدادیم. حتما دوستان مختلف در بخشهای دیگر از منظر خودشان کارشان درست است ولی من به عنوان فردی که در رسانه هستم این کار را اصلا قابل قبول نمیدانم. چرا باید کنشگرانی که دل در ایران دارند و در جنگ همه جانبه و گسترده شناختی قرار دارند، نتوانند کنشگری کنند؟ آنها بروند مشکل خودشان را طوری دیگر حل کنند. این راحتترین راه هستش که اینترنت همه قطع شود. نمیخواهم بگویم قطع نشود، اما اینکه اینترنت همه قطع شود این درست نیست.
در بحث تبیین، بحث انحراف اعتراضات را داشتیم. حتما باید تبیین شود. تاب آوری کشور. جمهوری اسلامی ایران بحرانهای مختلف را پشت سر گذرانده همیشه در بحران بوده این باید تبیین شود. اگر تبیین شود از داخل آن امید در میآید دیگر آن امید کاذب در نمیآید. بحث نقشههای دشمنان و اقدامات، خسارتها باید تبیین شود. مشکلات. مشکلات طرح شود در کنار آن راه حلها هم گفته شود. اینها هم باید تبیین شود تا اینکه مردم فکر نکنند که کار تمام است. مردم فکر نکنند مشکلاتشان راه حل ندارد. راه حل دارد. اینها را باید چه کسی تبیین کند. در جنگ شناختی باید به این بپردازیم.
دو سه نکته: ۱ ـ چالشها و بحرانهایی داریم. یکی بحث شکست روایت. بپذیریم که در رقابت با شبکههای اجتماعی، در لشکر رسانهای غرب، در بحث شبکههای اجتماعی و رسانههایی که ایجاد شده، در بحث روایت، علی رغم توفیقاتی که داشتیم، باید خیلی بیشتر کار کنیم. نکته دوم شکست در مرجعیت. مرجعیت رسانهای ما زیر سؤال است. تشکر کنم از صدا و سیما و رسانههای مختلف که انصافا در این روزها، شروع خوبی نبود به دلایل مختلف ولی ادامه را خیلی خوب دارند زحمت میکشند. خیلی خوب دارند کار میکنند، اما ما شکست مرجعیت داریم، جوانان و افراد در فضای دیگری هستند، مسئولان و رسانهها در فضای دیگری. باید به زبان مخاطبان حرف بزنیم. بحران ۴۰۱ بحران ارتباطاتی بود.
بعد شکست ارتباطی. زبان مسئولان و زبان رسانههای ما، با زبان جوانان، زمین تا آسمان فرق دارد. راه کاری که وجود دارد ارتقای سواد رسانهای. اول سواد رسانهای مسئولان، رسانهها و مردم. دوم بازطراحی نقش مدارس و دانشگاهها به عنوان مرجع معنا و اعتماد، نه فقط انتقال دهنده یک سری بحثهای کلاسیک و درسها باشد. خروج از زبان امنیتی و تحکمی و بازآرایی نظام ارتباطی در بحث خانواده، مساجد و مسئولان.
ساعی: ما در بالاترین سطوح، باید نظام آموزشی، تربیتی، نظام رسانهای و نظام ارتباطی مان را در راستای مقاوم سازی کشور، در مقابل جنگ شناختی باز طراحی کنیم.